الشيخ محمد تقي بهجت
292
جامع المسائل ( فارسي )
كسر عظام به مذكورات ثابت مىشود ، بلكه با شهادت دو زن با يمين مدّعى بر حسب مذكور در كتاب شهادات . شهادت بر هاشمهء مسبوقهء به ايضاح اگر يك مرد و دو زن شهادت دادند بر هاشمه مسبوقه به ايضاح ، اظهر قبول است در ارش ( اگر چه در ايضاح موجب قصاص قبول نشود ) اگر چه مشهودٌ به ، به يك ضربت در هر دو محقق شده باشد . شهادت يك مرد و دو زن به عمد و در رمى و اصابت خطائى اگر شهادت دادند يك مرد و دو زن ، به رمى زيد از روى عمد و به واسطهء برگشتن تير اصابت به عمرو كرد از روى خطأ ، در جنايت عمديه قبول نمىشود و در جنايت خطائيه قبول مىشود ؛ و حال آن ، حال ضربهء دومى در هاشمه است بعد از ضربهء اولى موضحه . اكتفاى به ظهور در شهادت بر قتل اظهر اكتفاى به « ظهور » ، در شهادت بر قتل است و عدم لزوم « صراحت » به نحوى كه احتمال خلاف ندهد در عبارت ؛ پس كافى است اگر بگويد : « زد او را با شمشير پس از آن وفات كرد » ، يا آن كه « او را كشت » ، يا آن كه « زد او را يا خون او را جارى كرد پس مُرد همان ساعت » يا آن كه « مريض شد و بعد از مدتى وفات كرد » . شهادت به موضحه و رؤيت دو موضحه اگر ظاهر مشهودٌ به ، موت به جنايت باشد ، پس ادّعاى مدعى عليه ، با تصديق جنايت ، موت به غير جنايت را ، تكذيب شهود است و التفات به آن نمىشود ؛ بخلاف صورتى كه ظاهر شهادت ، اعم از وقوع موت به آن سبب باشد ، پس مدّعىِ عدم وقوع موت به سبب آن جنايت ، قولش مقدم است با يمين او . و همچنين است حكم غير قتل از جرحها ( مثل ادّعاى آن كه ايضاح به سبب ضرب نشده است بلكه به سبب ديگر بوده است ) از حيث مخالفت با ظهور شهادت و عدم مخالفت با آن . اگر شهادت به موضحه داد پس دو موضحه ديده شد و شاهد نتوانست تعيين موضحهء مشهودٌ عليه نمايد ، قصاص به واسطهء عدم علم به محل و خصوصيات ،